اتحاد سبز و سفید با
شعار بزرگ همه چیز دروغ است، که با سهمگین ترین حمله ها قلب نظام را هدف
قرار داده بود، شکست سختی از مردم ایران خورد.
ورشکستگان سیاسی در قالب جنبش سبز و مفسدان
اقتصادی که در قالب جنبش سفید برای بر هم زدن تعادل عملکردی دولت نهم و با
هدف قرار دادن اصل نظام وارد عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شده
بودند چنان ناکام ماندند که به نظر می رسد دیگر توان ادامه حیات سیاسی
نخواهند داشت.
جنبش سبز که برای نیل به اهداف خود، میر
حسین موسوی را قربانی کرد با هدایت و تئوری سازی های طیف هایی مانند جریان
های دوم خرداد و مجاهدین انقلاب و نیز پشتیبانی های عظیم خانواده آقای
هاشمی شکل گرفت. این جنبش که در ابتدای کار خود متوجه بی اعتنایی مردم به
کاریزمای ساختگی سید محمد خاتمی شد، از خفتگی و خاموشی شخصیت میر حسین
موسوی استفاده نموده و وارد عرصه شد. افراد شاخص این جنبش شخصیت هایی
مانند هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، تاج زاده، بهزاد نبوی و ... بودند
که با طوفان دروغ وارد عرصه شدند و با موج دروغ تلاش نمودند تا عمل کردهای
بی نظیر دولت نهم را ساختگی و دروغ بزرگ معرفی نمایند. البته این جنبش به
دلیل نداشتن عمل کرد مثبت قابل دفاع و برنامه مناسب برای اداره کشور، با
این خط مشی درواقع به نوعی فرافکنی هم دست زد. از سوی دیگر اقدام بی سابقه
دکتر احمدی نژاد در افشا ساختن نقش باند خانواده هاشمی در پشت پرده این
قضایا ابعاد موضوع را گسترده تر ساخت که آقای هاشمی هم برای رهایی از این
وضعیت تلاش نمود تا سرنوشت خود وفرزندانش را سرنوشت انقلاب نشان دهد. از
سوی تئوریسین های دهه ختم امام(ره) و کسانی که دانشگاه ها را به خانه های
امن خود تبدیل کرده بودند تلاش کردند تا با سیاه نمایی های بی سابقه،
قباحت عمل کردهای خود را از بین ببرند.
جنبش سفید هم که مهدی کروبی را قربانی کرد
در حقیقت خیمه شب بازیی بود برای باز گرداندن آبروی از دست رفته یکی از
مفسدان بزرگ اقتصادی. این جنبش که به مامن امان بهائیان و مفسدان اقتصادی
و ... تبدیل شده بود در حقیقت تلاش می کرد تا با بازی گرفتن مهدی کروبی –
شیخ ساده لوح اصلاح طلبان – عرصه جولان مفسدانی مانند کرباسچی (صحنه گردان
اصلی جنبش) و نیز بهائیانی مانند شیرین عبادی و ... را فراهم سازد. این
جریان، مهدی کروبی را به حدی بازی داد که حتی کرباسچی را به عنوان
امیرکبیر زمان معرفی نمود.
اما وعده الهی تخلف ناپذیر است.
اما حقیقتا یک بزرگتر از سه.
آری! دست قدرت الهی از آستین ملت همیشه
سرفراز ایران بیرون آمد و ملت غیور ایران چنان سیلی سختی بر چهره این طمع
ورزان زد که باید برای همیشه از صحنه سیاسی ایران خداحافظی کنند.
آقای موسوی – عروسک آقای هاشمی و دست نشانده
جریان ورشکسته دوم خرداد- که در این راه حتی دست به دامان شرکت های
صهیونیستی شد، و آقای کروبی - که خودخواهی وجودش، مانع از درک این حقیقت
شد که بازیچه دست کرباسچی و الویری و شیرین عبادی و ابطحی و ... شده است-
چنان نه ی بزرگی از ملت آگاه ایران شنیدند که ...
ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولاتگه توست...
دست مریزاد بر ملت سرفراز ایران!!!
منبع:تريبون آزاد