تبليغاتX
سولدوز نيوز ، خبرگزاری مجازی آذربایجان

ارسال لینک آزاد است  |

تماس با مدیر:09357640885

خبرگزاری مجازی سولدوز خبرنگار افتخاری ميپذيرد

جهت كسب اطلاعات بيشتر به شماره تلفن زير پيامك ارسال كنيد

09127523243

 

محمدعلي انصاري، رييس موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، در واكنش به اظهارات چند روز قبل محمدجواد لاريجاني درباره سيد حسن خميني بيانيه‌اي صادر كرد. در ابتداي نامه‌ي ايشان آمده است: "جناب آقاي دكتر محمدجواد لاريجاني، لطفا تامل بيشتري بر اهداف حرمت‌شكنان دودمان حضرت امام خميني (س) بنماييد. چند گاهي است ملت ايران موجي از تخريب و شايعه و بعضا اهانت را عليه بيت شريف امام خصوصا حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيدحسن خميني مشاهده مي‌كند".

سخنان محمدجواد لاريجاني را درباره سيد حسن خميني پيدا كردم و يكي دو بار خواندم. لاريجاني در آن مصاحبه درباره سيد حسن خميني دو سه جمله بيشتر نگفته بود. بخش مورد نظر درباره سيد حسن خميني به نقل از سايت نوروز:

«لاریجانی در پاسخ به سوالی که به هتک حرمت بیت امام اشاره داشت، بر لزوم احترام به امام و خانواده ایشان تاکید کرد و در عین حال گفت: البته باید بیت امام مسوول باشد آقای سید حسن خمینی فرد باهوش و زیرکی است اما حمایت وی از موسوی امری نیست که مخفی بماند وقتی آقاي احمدی‌نژاد برای احترام به حرم امام (ره) رفت، ایشان حضور نداشتند و این درحالی است که اگر ایشان به اصول دمکراتیک اعتقاد داشتند باید به رییس جمهور احترام می‌گذاشتند.

وی تاكيد كرد: برای بیت امام بسیار نامناسب است که از جریانی سیاسی، حمایت کند که می‌خواهد جریان سکولار را پدید آورد و مورد حمایت صهیونیست‌ها و منافقین است اگر بیت امام می‌خواهد حرمت امام را نگه دارد باید از مناقشات دوری کند»

اين تمام آن چيزي است كه آقاي انصاري به آن واكنش نشان داده و رسانه‌ها، روزنامه‌ها و سايتهاي اصلاح طلب هم از آن به عنوان توهين و جسارت بي‌سابقه به سيد حسن خميني و به بيت امام خميني ياد كرده‌اند!

آدم حقيقتا مي‌ماند كه در برابر تناقض بزرگ بعضي مدعيان آزادي بيان چه چيزي بگويد. در برابر آدمهايي كه از يك طرف به زور و اجبار مي‌خواهند خودشان را روشنفكر و آزادي خواه و طرفدار آزادي بيان معرفي بكنند اما از سوي ديگر چماق ديكتاتوري و خفقان را بر سر ديگران مي‌كوبند كه شما حق نداريد حرف بزنيد. آدم‌ها و جريان‌هايي از كه از يك سو اعتقاد دارند هيچ چيز مقدس و غيرقابل نقدي در اين جهان وجود ندارد و از سوي ديگر تحمل شنيدن اظهارنظر ديگران درباره يك شخص را هم ندارند. من حقيقتا نمي‌دانم حرف زدن درباره سيد حسن خميني، چه ايرادي دارد؟ و چرا هيچكس نبايد جرات داشته باشد كه درباره ايشان اظهار نظر بكند؟

آقاي انصاري در ادامه نامه‌ خود براي اينكه بغض و كينه‌ بعضي افراد را نسبت به بيت امام تبيين كند، به سخني از امام خميني به فرزندش اشاره مي‌كند ومي‌نويسد:«احمد بعد از من از تو انتقام مي‌گيرند» و بعد ادامه مي‌دهد كه:«آري؛ اين واقعيتي است كه اتفاق افتاده است…»

فكر مي‌كنم موسسه تنظيم و نشر آثار امام و خود آقاي انصاري بهتر از هر كسي مي‌داند كه منظور امام از اين عبارت چه بوده و چه كساني بعد از امام از حاج احمد خميني انتقام گرفتند؟ چه كساني او را به جعل خط و امضاي امام متهم كردند؟ چه كساني به او انواع و اقسام توهين و جسارت را روا داشتند؟

وقتي رفتار آقاي انصاري را مي‌بينم ياد دوران دانشجويي خودم مي افتم، حدودا 12 سال پيش كه مدت كوتاهي با يكي از طرفداران آقاي منتظري هم اتاق بودم. بين ما معمولا جروبحث و گفتگوهايي پيش مي‌آمد. آن دوست دانشجو جزوات و كتاب‌هايي در دست داشت كه به من هم نشان مي‌داد. جزواتي كه معلوم بود از كجا و از چه طريقي و به چه منظوري تهيه و تدوين شده بودند. در يكي از آن كتابها وابستگان به آقاي منتظري درصدد اثبات اين نكته بودند كه مرحوم حاج احمد خميني امضاي امام را جعل و آن نامه معروف ششم فروردين را خطاب به منتظري نوشته است!

اين كمترين جفاي دارودسته اقاي منتظري به مرحوم حاج سيد احمد خميني بود، بگذريم كه در آن كتاب‌ها و خاطرات و جزوات چه توهين‌ها و چه اهانت‌هايي كه به فرزند امام راحل نمي‌شد.

امروز كه رفتار منافقانه برخي مدعيان خط امام را مي‌بينم، به يكرنگي و رفتار صادقانه آن رفيق دوران دانشجويي خودم ايمان مي‌آورم كه لااقل ادعايي جز آن نداشت و خيلي صاف و پوست كنده از عقيده‌اش دفاع مي‌كرد. هم از امام ايراد مي‌گرفت كه چرا منتظري را بركنار كرده و هم به حاج احمد خميني بدوبيراه مي‌گفت كه چرا خط و امضاي امام را جعل كرده است؟!‌ (چرا كه در كتاب‌ها و خاطرات آقاي منتظري و دوستان ايشان به او القا شده بود كه تمام بلاهايي كه بر سر منتظري آمده زير سر حاج احمد خميني بوده است!)

او لااقل بين امام خميني و آقاي منتظري يكي را انتخاب كرده بود و ادعايي جز دفاع از منتظري نداشت، اما امروز آدمهايي وجود دارند كه از يك سو ادعا مي‌كنند پيرو و مريد امام و خط امام هستند و از اين هم بالاتر ادعا مي‌كنند كه تنها پيروان واقعي امام آنها هستند؛ و از سوي ديگر با دشمنان و مخالفان امام روابط نزديك دارند و به بهانه‌هاي مختلف براي آنها نامه مي‌نويسند و درخواست كمك مي‌كنند!

آقاي انصاري عزيز! نامه شما آنقدر تناقض در خود دارد كه نيازي به توضيح بيشتر نيست. مخصوصا پايان نامه كه نوشته‌ايد:«جناب آقاي لاريجاني هر كس در اين وانفساي معرفت و صداقت به گونه‌اي دين خويش را به امام ادا كرده است.»

بله حق با شماست. يكي از همين افرادي كه دين خود را به خوبي به امام ادا كرده، جناب آقاي ميرحسين موسوي است كه تا همين چند ماه پيش ادعا مي‌كرد نخست وزير امام و پيرو خط امام است. ادعا مي‌كرد كه مي‌خواهد مملكت را به دوران امام بازگرداند، اما نمي‌دانم چرا اخيرا دست به دامن  آقاي منتظري شده است؟! البته از شما خواهش مي‌كنم كه رگ غيرتتان بيرون نزند و اصلا نگران خط امام و بيت امام نباشيد. خودم بهتر از هركسي مي‌دانم كه در فرهنگ و سنت ما ايرانيان، نوه‌ هميشه عزيزتر از پدر بوده، البته نوه‌ي عزيزتر از پدربزرگ‌ را نمي‌دانم!

در پايان بد نيست يك بار ديگر پاسخ حاج احمد خميني را به عمويش آيت الله پسنديده درباره نهضت آزادي بخوانيم و گلايه‌هايش را بشنويم و ببينيم كه حقيقتا چه كساني به دنبال حرمت شكني از دودمان امام خميني بودند و هستند؟ و نيز سري به رنج نامه حاج سيد احمد خميني بزنيم و گلايه‌هايش را از آقاي منتظري بخوانيم و سپس رفتار ميرحسين موسوي و نامه نوشتن او را به منتظري با رفتار حاج سيد احمد خميني مقايسه كنيم و ببينيم كه آيا معيارهاي خط امام بعد از انتخابات اخير دچار تغييري شده است يا نه؟ شايد ملاك و معيار خط امام عوض شده و ما خبر نداريم!

به هر حال اين سوال براي من وجود دارد كه چطور موسسه تنظيم و نشر آثار امام كه به بهانه دفاع از سيد حسن خميني، پاي انتخابات را هم به ميان مي‌كشد، در برابر اين تناقض بزرگ سكوت مي‌كند كه علت حضور دشمنان امام و حاج احمد خميني در جمع حاميان ميرحسين موسوي چه چيزي مي‌تواند باشد؟ و يا علت پناه بردن موسوي به منتظري چيست؟

حاج احمد خميني در «رنج نامه» خود خطاب به اقاي منتظري مي‌نويسد:«‌يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند. وقتي بلند شديد برويد، امام فرمودند: بيشتر حرف‌هاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند. امام تنها همين دو جمله را فرمودند. آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»

جالب اينكه نزديكان آقاي منتظري در سال 78 به دروغ ادعا كرده بودند كه حاج سيد احمد خميني از نوشتن اين رنجنامه پشيمان شده و دستور جمع آوري آنرا صادر كرده بود كه همين موسسه تنظيم و نشر آثار امام در واكنش به آن اعلام كرد:«یادگار امام براساس تکلیف شرعی خود و در راستای تبیین علل برکناری قائم مقام محترم رهبری توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی، رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهای مقطعی، افتخار می‏کرد»

همچنين حاج سيد احمد خميني در وصيت‌نامه‌اش نيز به صراحت تاكيد مي‌كند كه «بين خود و خداي خود رضايت كامل دارم كه تمام تلاشم براي تقويت اسلام و نظام و امام بوده است و از اين جهت در آرامش كامل بسر مي‌برم… من در جهت مصلحت امام، به هيچ فرد و گروهي رحم نكرده‌ام و خيلي‌ها را در اين راستا رنجانده‌ام كه هنوز هم ازاين جهت ناراحت نيستم!»

حاج احمد خميني همچنين در نامه‌اش به آيت الله پسنديده در خصوص نهضت آزادي و ملي‌گراها مي‌‌نويسد:«آنان بعد از انقلاب لحظه ای در کنار امام نماندند. متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهای رایج این از خدا بی خبران بود. تنها یکی از کارهای آنها را برایتان می فرستم، تا خود قضاوت فرمایید. اینان اعلامیه ای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشته اند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من نداده اند ولی با قراردادن خط من بالای نامه امام به آقای محتشمی، جعل را از من دانسته اند و خطی از امام که شعر: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» است را آورده اند و ادعا کردند که خط امام این است، در صورتی که حضرت امام (قدس سره) در موقع قدم زدن شعر می گفتند و خط مذکور، خط امام در موقع راه رفتن و یا ایستاده است. از این گذشته اینقدر خط امام روشن است که احتیاج به این حرفها ندارد. من یک صفحه از وصیت نامه امام و نامه مورد بحث را می فرستم، خود قضاوت فرمایید آیا من اینقدر بی دین و بی عقل هستم که چیزی، آن هم چنین مسأله مهمی را به امام نسبت دهم و از آنش قهر خدا در دنیا و آخرت نترسم. اگر من بناست بدین خاطر جهنمی شوم چرا چیزی را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟»

در پايان بخش‌هايي از سخنان و مواضع مرحوم حاج سيد احمد خميني را در دفاع از رهبري مي‌نويسم شايد براي برخي از مدعيان  امروز خط امام  جالب و خواندني باشد:

«امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندان‌هاي رژيم سفاك پهلوي به سر برده»

«هيچكس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند.»

«ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست!»

«قاطع‌تر پشت سر رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه‌اي است در خط آمريكاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي شويم»

«به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!» (وصيت نامه)

منبع: وبلاگ  (آهستان)

   88/07/21
                                                                                       ارسال به کلوپ
 
× تبریز ؛ شهر بدون متکدی
× سولاتی درباره طرح تحول اقتصادی
× گوگل مذهبی هم آمد
× کدام چپ کدام راست ؟
× آدرس جديد وبلاگ مدير
× سه بار سرقت از طلبه سيرجانی در حرم!
× فرصت سوزی در تراکتورسازی
× شاید باور نکنید اما این تصاویر واقعی است!!
× دلایل پس رفت نقده از منظر توسعه (۱)
× بنیانگذاران تخریب، مرثیه‌خوان شده‌اند!
× آيا شما با وقف دانشگاه آزاد موافقيد؟
× آيا موافق افزايش عمر شوراهای سوم هستيد؟
× پربیننده ترین خبرروز جهان
× مجلس نبايد تصميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي را نقض كند
× كد نمايش آخرين مطالب سولدوز
× آیا پايان دوران آقازاده هارسيده است؟
× قاتل ندا شناسایی شد
× دفتر منتظری در قم پلمپ شد
× پربیننده ترین خبرروز جهان
× شهرداری تبريز ليگ برتری شد
×عمامه كروبی حق مسلم ماست
× تحليلي بر شعارهاي مردم در مقابل فرزند يادگار امام
× مناظره داغ مطهری و کوچک زاده در رادیو
× چرا عده ای «مردم خدا جو» را در حرم امام نديدند؟
× متن كامل سخنرانی رهبر انقلاب در حرم امام خمينی
× سيد جان زبانم لال رينگ بوكس! يا حرم امام ره
× پاسخ ملت به همنشین فتنه گران!
× اخبار موثقی درباره مرگ شيرين عبادي !
× حمله اسرائیل به ناوگان آزادی غزه 20 کشته بر جای گذاشت
× اگر جنگ نیست پس چیست؟
× مرعوبیت شرقی، فرعونیت غربی
× دکانی به نام اجتهادهای من‌درآوردی
× عکس/ضربه شدید پیرمرد هفتاد ساله به میرحسین!
× چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟
× فاطمه معتمد آريا هم بی حجاب شد +عكس
× کشف شبکه ترویج بدحجابی دردانشگاهها
× عكس سيد حسن مصطفوی در عروسی (چه عروسييه!)
× داستان اساطیر یهودی در سینمای ایران!
× ماجراي حمله به خودروي ابطحي + عكس
× ده عكس برگزيده و ديدني
× سرویس های ویژه دانشگاه آزاد جواب داد
× طلبه سيرجانی به تهران رسيد
× شوک اطلاعاتی عربستان
× جزئياتي از حمايت هاي مالي بيگانگان از سران فتنه
× درگیری‌های بسیار شدید در مصر
× غلط زیادی ممنوع
× داستان طلاب عدالتخواه ودادگاه ويژه روحانيت!
× عكس عمارت های مسئولین و خانه های مردم!
× رابطه كليپ موبايل وطلاب عدالتخواه!
× ويژه نامه عملكرد ضد امنيت ملی مهدی هاشمی
تمام پيوندها
 

كليه حقوق اين وب سايت متعلق به خبرگزاري مجازي آذربايجان سلدوز مي باشد و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است