چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم تنهایم
تو اگر ما نشوی خویشتنی ( ان شاءالله با توکل به خدا و تلاش های مستمر جهت روشن شدن افکار عمومی داغ رئیس جمهور شدن را بر دل قالیباف خواهیم گذاشت )

■هیچگاه
فکر نمی کردم محمدباقر قالیباف روزی به چهره ای منفور میان دوستان من تلقی
شود، آنقدر از او نفرت دارند که حد ندارد. آقای اقتدارگرای دیروز و امروز
و فردا که تند مزاجی شدیدی دارد و اعصابش ضعیف است هرزگاهی از شدت عصبانیت
با افراد منقدش برخورد فیزیکی میکند ( ضرب و شتم خبرنگار )،او حرفهای رضاخانی
می زند،تصمیم های رضاخانی می گیرد و اشتباهات رضاخانی می کند،آدم هایی از
جنس آدم های رضاخان هم دور و برش ریخته اند،قالیباف کسی بود که بسیج ما را
فلج کرد، عزت نیروی انتظامی ما را به لجن کشید و شهرداری تهران را به دزد
خانه ای عظیم مبدل کرد و صد البته منکر نکات مثبت بعضی از کارهایش هم
نخواهم شد، در امر باج دهی و خرید افراد حرف اول را می زند، شدیدا به فکر
ریاست جمهوری دوره یازدهم است که اگر خدای ناکرده رأی بیاورد اسلامیت نظام
و جمهوریت آن از بین خواهد رفت و مقام معظم رهبری مظلوم تر از دوران هاشمی
و خاتمی خواهد شد.قالیباف چون چهره ای مستبد است برای همه ی گروه ها و طیف
ها خطرناک و خطرآفرین خواهد بود این همان خط و مشی رضاخانی است که نه با
ملی مذهبی ها می ساخت و نه با هیچ کس دیگر حرف فقط حرف خودش بود و بس!
، چشم های زاغ وی یادآور احادیث متعددی است که در آن فرموده اند "از کسانی
که چشم های زاغ دارند دوری کنند" {لینک یک - لینک دو }
■ قالیباف در حوادث بعد از انتخابات بطور نامحسوس نقش موثری در آشوب های خیابانی داشت که به چند تای آن اشاره می کنم { جمع
آوری زباله طبق اعلام رسمی شهرداری تهران ساعت 21 است که در موقع آشوب ها
با 4 ساعت تاخیر جمع آوری می شده است – دستور به پیمانکاران مترو جهت
استفاده از کارگران جهت سنگ پرانی – تامین سنگ آشوبگران – مامور کردن
شهریاران جوان برای شعار نویسی در دیوار و کیوسک های تلفن و ... }
■
+ دعای همیشگی ما؛ خدایا داغ ریاست جمهوری قالیباف را بر دلش بگذار !
+ ان شاءالله از این پس در باب این موجود بیشتر خواهم نوشت !
يادداشتهای يك آقازاده
محمد آل حبيب