اين نوشته در پي آن نيست كهآيت الله هاشمي رفسنجاني رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام و يا افرادينظير آقايان دكترحسن
روحاني رئيس محترم كميسيون سياسي، دفاعي، امنيتي مجمعو دكتر محسن رضايي، دبيرمحترم اين
مجمع را به تلاش براي دور زدن قانوناساسي متهم كند و يا انگيزه آنان از اقدامي كه در پي آن هستند را- خداينخواسته- تأمين خواسته ها
و منافع بر زمين مانده دشمنان اسلام و انقلاببداند! ولي متاسفانه و با عرض پوزش
بايد گفت، نتيجه طرحي كه آقايان در دستتهيه داشته و براي قانوني شدن آن تلاش مي كنند، چه بخواهند و چه نخواهند -والبته كه نمي خواهند- از
يكسو «دور زدن قانون اساسي» و از سوي ديگر،تامين خواسته اي است كه دشمنان بيروني
نظام و دنباله هاي داخلي آن طي 20سال گذشته با همه توان براي دسترسي به آن تلاش كرده و مي كنند. ماجرا دريك كلمه، حذف شوراي نگهبان
از چرخه تعيين صلاحيت نامزدهاست. اين طرح كهامروزه با قيد «فوريت» و «خارج از
نوبت» در دستور كار مجمع تشخيص مصلحتنظام قرار دارد، به گونه اي تنظيم شده است كه اهداف اصلي و نهايي آن درپوششي ازلفاظي ها و
ظاهرسازي هاي دهان پركن، مخفي شده و در نگاه اول بهچشم نمي آيد و بعيد نيست كه اين پنهان
كاري به مسئولان مجمع نيز تحميل شدهو افرادي با زرنگي خاص- بخوانيد با موذي گري و لفاظي هاي هزار لايه- اهدافنهايي طرح را از نگاه آنان
مخفي كرده باشند! ماجرا، اما
به طور خلاصهاينگونه است كه در ارديبهشت ماه سال 1387 آقاي پورمحمدي وزير وقت كشور بااشاره به برخي از موارد
مبهم و بعضاً مشكل آفرين در قانون انتخابات و چرخهاجرايي آن، نظير منابع مالي نامزدها،
چگونگي تبليغات، برگزاري جداگانه چندانتخابات كه قابل جمع هستند و... نامه اي خطاب به رهبر معظم انقلاب مينويسد و درخواست مي كند كه
موضوع به عنوان يك «معضل» در مجمع تشخيص مصلحتنظام مورد بررسي قرار گرفته و
راهكارهايي براي آن انديشيده شود. مشكلاتيكه آقاي پورمحمدي خواستار چاره جويي
براي آنها شده بود، از مدتها قبل- بيشاز يك دهه- مورد توجه تمامي مسئولان نظام و مخصوصاً دست اندركاران برگزاريانتخابات قرار داشته و
تقريباً تمامي مسئولان ذيربط خواستار برطرف شدن آنبوده اند و برخي از اين موارد، نظير
ضرورت تجميع انتخابات رياست جمهوري،مجلس، خبرگان و شوراها به صورت انتخابات همزمان «مجلس شوراي اسلامي وخبرگان رهبري» و «رياست
جمهوري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا» و يا دوگانههاي ديگر، از مدتها قبل مطرح شده و
درباره آن بحث و بررسي هايي صورت گرفتهبود. روشن شدن منابع مالي نامزدها، اخلاق انتخاباتي و... نيز، از جملههمين موارد بوده است. بنابراين
درخواست وزيركشور وقت براي حل و فصل نهايياين اشكالات و رفع ابهامات و يا قانونمندي
آنها، خواسته اكثريت قريب بهاتفاق مسئولان-صرفنظر از سليقه هاي سياسي آنان- بوده و انجام آن كمتريننيازي به دور زدن قانون
اساسي نداشته و ندارد. درخواست آقاي پورمحمدي ازسوي رهبرمعظم انقلاب به مجمع تشخيص
مصلحت نظام ارجاع مي شود تا پس ازبررسي هاي لازم و ارائه نظر پيشنهادي مجمع، درباره آن «تصميم مقتضي» گرفتهشود. روالي كه در امور و
مسائلي از اين دست، جاري و متداول است. كميسيون «سياسي، دفاعي و امنيتي» مجمع
تشخيص مصلحت نظام به رياست آقاي دكترحسنروحاني، بعد از چند جلسه بحث و بررسي،
نظر پيشنهادي مجمع را از طريق رياستمحترم مجمع به محضر رهبرمعظم انقلاب تقديم مي دارد اين پيشنهاد با دستورالعمل بعدي معظم له به
مجمع بازمي گردد و نهايتاً كميسيون ياد شده باتشكيل 20 جلسه ديگر- و با حضور برخي
از شخصيت هاي سياسي، نمايندگان ادوارو كنوني مجلس و... - پيشنهاد نهايي خود را طي نامه اي در تاريخ 3/11/88براي طرح در «صحن اصلي
مجمع تشخيص مصلحت نظام» به رياست محترم مجمع ارائهمي دهد و از ايشان مي خواهد « به دليل
اهميت مسئله» مقرر فرمايند كه «موضوع، خارج از نوبت و با فوريت در دستور كار مجمع قرار گيرد» كه با ايندرخواست موافقت شده و طرح
مورد اشاره هم اكنون با دو قيد «خارج از نوبت» و «فوريت» در دستور كار صحن اصلي مجمع قرار دارد كه گفتني
است ؛
1- دراين طرح براي برخي از
مشكلات نظير، زمان برگزاري انتخابات و ضرورت تجميع 4انتخابات به صورت 2 به 2، تعيين قطعي
حداقل سن رأي دهندگان و انتخابشوندگان، ضوابط لازم الاجرا براي فعاليت انتخاباتي نامزدها، فراهم آوردنامكانات كافي و عادلانه
براي كانديداها، پيشگيري از تخريب نامزدها وقانونمند شدن اخلاق تبليغاتي و... پيشنهادهاي
- در مجموع- راه گشايي ارائهشده است كه اين بخش از طرح ياد شده را مي توان و بايد از موارد مثبت آنتلقي كرد.
2- و اما،
بخش ها و بندهايي از طرح پيشنهادي مجمع تشخيصمصلحت نظام، از يكسو با قانون اساسي
مغاير است و از سوي ديگر، در صورتتصويب - كه محال و غير ممكن به نظر مي رسد- آرزوي چندين ساله دشمنانبيروني و دنباله هاي داخلي
آنان براي حذف نظارت شوراي نگهبان و نفوذ افرادبي صلاحيت به مراكز حساس نظام را
برآورده مي كند. چرا...؟! بخوانيد؛ بند 4 از فصل
«ساماندهي اجرا» در طرح 28 ماده اي ياد شده مي گويد؛«كميسيونملي انتخابات» مسئوليت برگزاري
انتخابات، بررسي صلاحيت داوطلبان، كنترل ونظارت بر تبليغات و هزينه هاي
انتخاباتي و انجام بازرسي و رسيدگي بهشكايات را برعهده دارد.» كه بايد گفت؛ الف: در
اوايل آذرماه سال جاري وبعد از آن كه نشانه هاي شكست قطعي فتنه اخير آشكار شد و سران فتنه از دروغبزرگ «تقلب در انتخابات»! حمايت
بي پرده آمريكا، اسرائيل و انگليس، ائتلافاعلام شده با منافقين، بهايي ها،
سلطنت طلب ها، ماركسيست ها و تمامي افرادو گروههاي اپوزيسيون، اهانت به آرمان
هاي اسلام ، امام (ره) ،انقلاب و... طرفي نبسته و به جايي نرسيدند، به ناگاه طرحي با همين عنوان «كميسيون مليانتخابات»!! كه يكي از نامزدهاي
ناكام انتخابات در پشت صحنه آن قرار داشت،به ميان كشيده شد و بلافاصله با
استقبال گسترده فتنه گران و حاميان بيرونيآنها روبرو گرديد. كيهان در همان
هنگام، طرح يادشده را نقد كرده و ضمنتأكيد بر مغايرت اين طرح با قانون اساسي به بخش مضحكي از طرح مزبور اشارهو نوشته بود؛ «طراحان طرح
موسوم به كميسيون ملي انتخابات در ماده چهار آنشوراي نگهبان را دور زده و نوشته اند:
در صورتي كه شوراي نگهبان، مستنداتو دلايل كميسيون را نپذيرد اما كميسيون همچنان با تكيه بر مستندات مربوطهبر وقوع تخلف اصرار كند در
اين حالت جهت حل اختلاف، دو راه حل پيشنهاد ميشود: الف- به مجمع تشخيص مصلحت نظام
ارجاع خواهد شد. رأي مجمع تشخيص، قطعيخواهد بود. ب- به كميته ويژه اي كه شش نفر از اعضاي كميسيون در آن حضوردارند و رياست آن هم
برعهده يكي از اعضاي مجمع تشخيص خواهد بود ارجاع ميشود. رأي كميته مذكور، قطعي خواهد بود»! همانگونه كه
ملاحظه مي كنيددر آن هنگام نيز از متن طرح موسوم به «كميسيون ملي انتخابات» معلوم بود ردپاي تهيه كنندگان آن به
مجمع تشخيص مصلحت نظام مي رسد! و كيهان به همينعلت و با كنايه نوشته بود «اگر ارائه
كننده اين طرح به جاي عضويت در مجمعتشخيص مصلحت نظام، كارمند مثلاً وزارت نفت بود، مرجع رسيدگي به اختلافاتاحتمالي را «وزارت نفت»! معرفي
مي كرد»! بنابراين،
بعيد به نظر مي رسدكه پيشنهاد اخير كميسيون مربوطه در مجمع تشخيص مصلحت نظام، به قول آقايدكتر روحاني «بعد از 20
جلسه كارشناسي و...» تهيه شده باشد، چرا كه اينپيشنهاد مدتي قبل، از سوي افراد
وابسته به مجمع مطرح شده بود! و اكنون درپوشش لفاظي هاي ديگر به اصطلاح «پرورده»
شده است، انگار قانون انتخابات «پنير» يا «زيتون» است كه پرورده آن قيمت بيشتري داشته باشد؟! ب: مطابقنص صريح اصل 99 قانون
اساسي، «نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياستجمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه
به آراء عمومي و همه پرسي بر عهدهشوراي نگهبان است» بنابراين، پيشنهاد «كميسيون ملي انتخابات» كه در طرحمجمع آمده است، با نص صريح
قانون اساسي در تضاد است و «تغيير قانون اساسي» در صورت ضرورت، راه كار جداگانه اي دارد كه به مجمع
تشخيص مصلحت مربوطنيست. ج: از اولين
سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و مخصوصاً طيدو دهه اخير، تمامي گروههاي ضدانقلاب
داخلي و خارجي و قدرت هاي استكباريحمله مشترك و هماهنگي را عليه نظارت شوراي نگهبان آغاز كرده و بي وقفهادامه داده اند. چرا كه
اين شورا مطابق وظيفه قانوني خود مانع از ورودافراد بي صلاحيت به كانون ها و مراكز
تصميم ساز و سياست پرداز نظام است. حمله به شوراي نگهبان مخصوصاً در دوران مدعيان اصلاحات به اوج خود رسيد تاآنجا كه آقاي خاتمي رئيس
جمهور وقت، بخشي از لايحه موسوم به «دوقلو» را بهحذف نظارت شوراي نگهبان اختصاص داده
بود و... د:متاسفانه
بايد گفت كهطرح مورد اشاره در چارچوب فتنه اخير قابل ارزيابي است و از آنجا كه برخياز تهيه كنندگان طرح، اگر
با فتنه اخير همراه نبوده اند- كه بعضاً بودهاند- عليه فتنه گران نيز مواضع روشن و
مرزبندي شده اي نداشته اند، احتمالآن كه طرح ياد شده، تلاش و تقلايي- البته بي ثمر- براي دميدن در تنور فتنهشكست خورده اخير باشد، دور
از انتظار نيست! اين تلاش
مخصوصاً بعد ازراهپيمايي بي نظير 9 دي ماه و حماسه بي سابقه 22بهمن ماه، بسيار عجيب بهنظر مي رسد و گويي برخي از
آقايان هنوز پيام روشن و پرصلابت توده هاي چندده ميليوني مردم را دريافت نكرده اند
ويا خداي نخواسته...!
3- آقايانلطف كرده! و در بند 5 طرح
پيشنهادي خود كه به تركيب «كميسيون مليانتخابات» اختصاص دارد، از شوراي نگهبان نيز ياد كرده و بهعنوان يكي ازاعضاي اين كميسيون، آورده
اند، «يك نفر از اعضاي شوراي نگهبان به انتخابآن شورا، به عنوان ناظر و بدون حق رأي»!
4-طرح ياد
شده، نكات درخورنقد و غيرقانوني و غيرمنطقي ديگري نيز دارد كه از آنها مي گذريم و تنها بهبند 21 اين طرح اشاره مي
كنيم كه در آن به گونه اي زيركانه درباره يكي ازشرايط داوطلبان آمده است؛
«تعهد و
پايبندي داوطلبان نسبت به قانوناساسي جمهوري اسلامي ايران و التزام عملي نسبت به احكام اسلام (التزاماقليت ها به احكام دين خود)» در اين بند
با ظرافت خاصي، التزام عملي بهاصل ولايت فقيه، يعني همان نكته كه مشكل اصلي و هميشگي دشمنان و از جملهسران فتنه بوده، حذف شده
است. ممكن است گفته شود، التزام به قانون اساسي و «احكام اسلام» مي تواند جايگزين آن باشد! كه بايد گفت؛
روال تعريف شده درقانونگذاري، اجتناب از «كلي گويي» و «ابهام» است. به عنوان مثال، فلانكانديدا بعد از حضور در
مسئوليت مي تواند قانون اساسي و حكم و نظر وليفقيه را ناديده بگيرد و در پاسخ ادعا
كند كه بنده، مثلاً مقلد آقايصانعي!!و يا ... هستم! و اين آقايان، فلان نظر حضرت امام(ره) را قبولندارند و يا همراهي و
همكاري با آمريكا را «تعامل سازنده»! مي دانند و...
6- و
بالاخره، ترديدي نيست كه اين طرح در همان صحن اصلي مجمع- با توجه بهحضور افراد متعهد و هوشمند-
رد خواهد شد و بر فرض تصويب، با مخالفت مجلس وشوراي نگهبان روبرو مي شود. ولي چرا
بايد براي «هيچ» هزينه داد؟! حسين شريعتمداري