تبليغاتX
سولدوز نيوز ، خبرگزاری مجازی آذربایجان




ارسال لینک آزاد است  |

تماس با مدیر:09395264192

خبرگزاری مجازی سولدوز خبرنگار افتخاری ميپذيرد

جهت كسب اطلاعات بيشتر به شماره تلفن زير پيامك ارسال كنيد

09395264192

 

عزاداری حسینی در آذربایجان

حاج علی اکرام گفت: عشق به اهل بیت: بیش از هزار سال است که در آذربایجان سابقه دارد و ریشه دوانیده است. در تمام نقاط این کشور، مردم به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به خصوص به حضرت ثارالله، امام حسین(علیه السلام) محبت آتشینی دارند. اکثر جمعیت آذربایجان شیعه‌اند و در محرم و صفر، آسمان کشور ما رنگ ماتم به خود می‌گیرد. اما در تمام جغرافیای آذربایجان، قصبه نارداران، زادگاه من، از نظر پای‌بندی به اعتقادات دینی و ایمان و عمل صالح و رعایت آداب و رسوم سنتی، از همه جا ممتازتر است؛ مثلاً زنان و دختران ناردارانی همه با حجاب‌اند؛ هم قبل از حاکمیت شوروی، هم در دوره شوروی و دین ستیزی و هم بعد از فروپاشی شوروی، نارداران همواره دیندار بوده و هست. نخستین طرف‌داران امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی، در کشور آذربایجان، از نارداران ظهور کردند؛ در حالی که شوروی در اوج قدرت خود بود و این جماعت عاشق امام خمینی (ره) با تکیه بر ایمان و توکل به خداوند، از هیچ کس و هیچ رژیمی نهراسیدند و بر سر ایمان خود با هیچ چیزی معامله نکردند و مردم مسلمان آذربایجان را به پیروی از امام خمینی یعنی پیروی از اسلام حقیقی دعوت کردند و در این راه استقامت ورزیدند؛ چرا که ما به امام و انقلاب ایمان داریم. در دهه اول ماه محرم در همه بخش‌ها و شهرها و روستاهای آذربایجان مراسم سوگواری بر پا می‌شود، اما در نارداران ما، از اول محرم تا آخر صفر، به مدت دو ماه تمام، مردم در ماتم حضرت سید الشهداء7 می‌نشینند و احسان و اطعام و عزاداری ادامه می‌یابد. در هفت مسجد نارداران، در تنها زیارتگاه مشهور و بزرگ رحیمه خاتون (معروف به خواهر امام رضا(علیه السلام)) و در خانه‌ها و منازل و حسینیه‌ها. اکثر مجالس زنانه و مردانه به طور جداگانه و شب‌ها برگزار می‌گردد. مداحان بسیار توانمند و خوش ذوقی در نارداران داریم، هم در میان زنان و هم در بین مردان.

خیابان‌ها و کوچه‌ها و میادین قصبه نارداران با اسامی چهارده معصوم و برخی اصحاب بزرگوار آنان و یکی هم به نام امام خمینی(ره) نام‌گذاری شده است. دسته‌های عزاداری در این خیابان‌ها و میدان‌ها به راه می‌افتند. گروه شبیه گردانی هم در میدان امام حسین(علیه السلام) به اجرای برنامه می‌پردازد. اشعار ترکی شاعران بزرگ اهل بیت: از جمله راجی تبریزی و صراف تبریزی ـ بیشتر از دیگران ـ در منابر و مجالس سوگواری نارداران خوانده می‌شود.

ما در نارداران همه شعائر و انواع عزاداری‌ها را داریم، به جز قمه زنی که قمه زنی از اول در نارداران نبوده است. ما فلسفه عزاداری و حقیقت نهضت امام حسین(علیه السلام) را از امام خمینی (ره) آموختیم؛ همچنان که آن رهبر بزرگ الهی، حج ابراهیمی را هم به ما و هم به همه دنیا آموخت.

حاج علی اکرام در اینجا گفت: ما مردم شیعه نارداران در بیخ گوش باکو، در ایام حزن و غم اهل بیت: محزون و مغموم می‌شویم. جشن‌های عروسی را با رعایت تمام شئون دینی در ایام شادی اهل بیت: انجام می‌دهیم.

از حاج علی اکرام درباره علمای بزرگ باکو و آذربایجان پرسیدم، گفت:

ما در گذشته عالمان بسیار بزرگی داشته‌ایم، چه در خود باکو، چه در سایر مناطق. اکثر آن بزرگواران تحصیل‌کرده نجف، کربلا و مشهد بوده‌اند. در بین اینها فقیه، مرجع تقلید، مفسر قرآن ، حدیث شناس، عارف و در یک کلام عالم ربانی بسیار وجود داشته است. تا حدود 1950م. برخی از ایشان زنده بودند. بعداً دیگر به علت قطع نسل عالمان بزرگ پیشین در حاکمیت کمونیسم، عالم بزرگی نداشته‌ایم. بعضی‌ها هم در دوره استالین به ایران و عراق فرار کردند. در واقع از جاهلیت به اسلام مهاجرت نمودند. بسیاری از عالمان بزرگ ربانی نیز تا سال 1937م. از سوی عوامل حزب کمونیست به دستور میر جعفر باقراف، دبیر کل حزب در آذربایجان، دستگیر و در زندان‌ها و مکان‌های نامعلوم تیرباران و شهید شدند. گفته‌ می‌شود بسیاری از آن شهدای راه حق و فضیلت را شبانه در کنار دریای خزر، تیرباران کرده، جنازه‌هایشان را به دریا ریختند. اینان مظلوم‌ترین شهیدان تاریخ ما بوده‌اند. رحمت خدا به روان پاکشان باد!

یکی از این شهیدان راه حق ایت الله شیخ غنی بادکوبه‌ای است که از علمای بزرگ و مشهور آذربایجان و تحصیل‌کرده نجف اشرف بوده است. خانه زیبای او هم اکنون در بخش باکوی قدیمی باقی است و مردم به آن به دیده احترام می‌نگرند . در دوره حاکمیت جبهه خلق، می‌خواستند آن خانه روحانی و تاریخی را از اشیای قدیمی خود خالی کرده، به خارجی‌ها بفروشند! اولاد و نوه‌های شیخ غنی به من خبر دادند. رفتیم و مانع از آن کار شدیم . من پیشنهاد کردم که خانه او در باکو، موزه روحانیت و عالمان دینی آذربایجان باشد. هنوز کاری نشده است. کسی هم نیست که کاری بکند.

ماجرای آخرین گفتگوی او ـ شیخ غنی ـ با میر جعفر باقراف، حاکم خدانشناس و ظالم و آدمکش و خونخوار آذربایجان مشهور است. می‌گویند در همان سال 1937م. که شیخ غنی را به حضور او می‌برند، میر جعفر باقراف چون خوی ددمنشانه و وحشیانه‌ای داشت، سعی می‌کرده با صدای بلند و هیبت ترس‌آور صحبت کند. با همگان این گونه بوده. وقتی شیخ در برابر او با بی‌اعتنایی وهیبت روحانی می‌نشیند، میرجعفر با مشاهده عدم اعتنای شیخ، دست خود را مشت کرده، محکم روی میز می‌کوبد و داد می‌کشد: ای شیخ! می‌‌دانی من کی هستم؟! به من می‌گویند میر جعفر باقراف، نماینده استالین!

مرحوم شیخ غنی با صلابت تمام، دستش را محکم روی میز میر جعفر می‌زند؛ به طوری که دوات از روی میز می‌پرد و مرکب می‌پاشد روی صورت میر جعفر! آن گاه با صدای بلندی می‌گوید: ایا تو هم می‌فهمی من کی هستم؟! به من می‌گویند شیخ غنی، نماینده امام زمان7 ... می‌فهمی یعنی چه؟!

میرجعفر باقراف با تحکم و بی‌ادبی به شیخ می‌گوید: باید دست از تبلیغات دینی در برابر حزب کمونیست برداری، مردم را علیه ما تحریک نکنی، و گرنه هر چه دیدی از چشم خودت دیدی!

ایت الله شیخ غنی در جواب می‌گوید: من بنده خدایم و مسئولیت دارم که مردم را به دین اسلام و مذهب اهل بیت: دعوت کنم و هرگز از انجام این مسئولیت دست بر نمی‌دارم، شما هم هر غلطی می‌خواهید بکنید! بعد از گفتن این سخن، بر می‌خیزد و به خانه‌اش بر می‌گردد. نصف شب مزدوران کمونیست میر جعفر به خانه شیخ می‌ریزند، شیخ را دستگیر کرده، می‌برند. دیگر معلوم نشد کجا بردند، چه بلایی بر سرش آوردند. حدود پانزده سال بعد که استالین مرد و میر جعفر هم محاکمه و اعدام شد، فاش گشت که شیخ را شبانه تیرباران و پیکرش را در دریا غرق کرده‌اند، همان سال 1937م.

از دیگر علمای ثابت قدم و مؤمن که در همان سال شهید شدند، ایت الله شیخ حسین بادکوبه‌ای بود، اهل روستای رامانا. دیگری شهید شیخ رسول ناردانی بود، پدر بزرگ همسر من. همچنین شیخ باقر و شیخ حسن بادکوبه‌ای که همه از سوی عمّال استالین و میر جعفر باقراف، شهید و مفقود الاثر گشته‌اند. رحمة الله علیهم.

گفته ‌می‌شود در دوره حاکمیت استالین مجموعاً هفتاد هزار عالم، دانشمند، نویسنده، شاعر، هنرمند، پزشک ، مهندس و متفکر تا سال 1937 در آذربایجان اعدام یا ناپدید شد‌ند! اینان کسانی بودند که کمونیسم را قبول نداشتند. بعضی‌ها را کشته بعضی‌ها را به سرزمین سرد و یخبندان سیبری تبعید کرده بودند که کمتر کسی از آنجا برگشت.

خیلی شگفت‌انگیز است برگشت شیخ جعفر رمزی، از روحانیون جوان دوره استالین در آذربایجان و اهل زادگاه من نارداران، که بعد از سی سال تحمل تبعید و آوارگی، سالم برگشته بود. او تا دو سه سال پیش زنده بود و در نود سالگی در خانه ما درگذشت. عمل صالح این بزرگواران، خون پاک و ایمان محکمشان بود که اسلام و تشیع را حتی در دوره دین ستیزی شوروی در آذربایجان زنده نگه داشت. آذربایجان بعد از ایران، به حسب درصد جمعیت، دومین کشور شیعی دنیاست. اما امروز متأسفانه به رغم این همه ارتباط با ایران، شیعه در جمهوری آذربایجان تضعیف می‌شود. امروز مکتب تشیع در آذربایجان در خطر است و متأسفانه حمایت فرهنگی، مالی، اجتماعی و تبلیغاتی جدی نمی‌شود.

این درد را با که باید گفت؟ ما خیلی نگران نسل فعلی و اینده شیعه در کشورمان هستیم. تمهیدات لازم و قوی انجام نمی‌گیرد.

البته از تشیع که مکتب اهل بیت: است، می‌ترسند؛ زیرا شخصیت بی‌نظیری مثل امام خمینی (ره) در دامن این مکتب پرورش یافته که همه زورگویان زمانه را به زانو در آورد.

امیدوارم طلاب آذربایجانی که در حوزه علمیه قم تحصیل می‌کنند، بعد از اتمام تحصیلاتشان برگردند و مردم را بدون ‌هدایت دینی نگذارند. اما تنها این کافی نیست. امروز مراکز دینی ضد شیعی در آذربایجان رو به فزونی است و کسی جلویش را نمی‌گیرد. و بعضی‌ها هم که می‌توانند کاری بکنند، به کار اداری خود مشغول‌اند و دلشان به انجام امور بی‌دردسر اداری خوش است! ... خدا به داد ما برسد!

از حاج علی اکرام خواستم خاطراتی را که در ارتباط با انقلاب اسلامی و امام خمینی دارد، برایم نقل کند حاجی آهی کشید و پس از لحظاتی سکوت ـ که گویی به گذشته‌ها برگشته ـ گفت:

زندگی من در 27 سال گذشته، سرشار از خاطرات تلخ و شیرین درباره انقلاب اسلامی، ملت بزرگ ایران، امام بزرگوار و مقام معظم رهبری است. بگذار خاطره‌ای را که هم تلخ و هم شیرین است، برای شما نقل کنم و آن خاطره شب وفات حضرت امام خمینی (ره) در آذربایجان و در زادگاه من نارداران است. ما از چند روز پیش که خبر بیماری و عمل جراحی امام را از طریق رادیو تبریز شنیده بودیم، خیلی ناراحت بودیم. مدام دعا می‌کردیم. شب وفات امام حدود سیصد نفر از مقلدان و طرف‌داران امام از باکو و نارداران، در «مسجد شیخ آقا» جمع شده بودیم و دعا می‌کردیم و خیلی نگران و مضطرب بودیم و به رادیو تبریز گوش می‌دادیم. حالت یأس‌آوری به دل و جان ما چنگ انداخته بود. انگار همه می‌دانستیم که اتفاقی خواهد افتاد!

در عین حال، گاهی به این فکر می‌کردیم که اگر اتفاقی افتاد، ایران و انقلاب اسلامی با این همه دشمن چه خواهد شد؟ چه کسی می‌تواند جانشین شایسته امام باشد؟ این افکار ما را در خود فرو می‌برد. وقتی این حالت نگرانی و یأس را در دوستانم دیدم، برخاستم، قرآن هم در دستم بود. گفتم: دوستان! نگران نباشید. یأس از رحمت خدا، گناه است، باید امیدوار بود. بالأخره خداوند دین خود را نگه می‌دارد و انقلاب ایران دینی است و خدا در سایه اسلام، این انقلاب را هم حفظ می‌کند. ما امیدواریم و از خداوند می‌خواهیم که اتفاق ناراحت کننده‌ای نیفتد و امام خمینی زنده بماند. این آرزوی دل ماست. اما اگر خدا خواست که امام برود و وفات کند، باز هم بالأخره باید به خواست خدا راضی شد. ما در پی کسب رضای خداییم، امام خمینی هم تسلیم رضای خداست.

بعد مکثی کردم. سپس قرآن را بالا بردم و گفتم: به خدا و به این قرآن مقدس قسم، اگر اتفاقی برای امام بیفتد، بی‌گمان آقای خامنه‌ای ـ رئیس جمهور ـ جانشین امام می‌شود!... الان کسانی که از آن سیصد نفر حاضر در مراسم آن شب زنده‌اند، شاهدند که من این حرف را در آن لحظات بحرانی و نگران کننده یاران گفتم. گفتند تو از کجا این قدر مطمئن هستی؟ گفتم: آقای خامنه‌ای شاگرد مکتب امام خمینی، مرید و مطیع او و زبان گویای ایشان و انقلاب در دنیاست. امام او را به همه جای دنیا می‌فرستد. او در سطح دنیا آرمان‌های امام و اهداف انقلاب اسلامی را به مردمان دنیا تبیین می‌کند. امام خمینی و مردم ایران به او علاقه‌مندند و اعتماد و اطمینان دارند. همه او را دوست دارند. او سیاستمدار و عالم و مجتهد است و سال‌ها مبارزه کرده و شایستگی خود را نشان داده است. به نظر شما غیر از ایشان کس دیگری هم برای این امر وجود دارد؟ ... کسی چیزی نگفت و بعضی از دوستان با شک و تردید به من نگاه می‌کردند و حرف مرا اصلاً جدی نگرفتند! ... بالأخره فردا صبح از طریق رادیو تبریز با خبر شدیم که آنچه خدا می‌خواست، اتفاق افتاد؛ یعنی امام رحلت کرد .... شور و اضطرابی در دل‌ها افتاد ... تا شب، غرق در عزا و اشک و آه بودیم و منتظر، که چه خواهد شد و البته در تمام ممالک شوروی به خصوص جمهوری‌های مسلمان نشین، همه ناراحت و غمگین بودند و همه منتظر ـ این را بعدها فهمیدیم ـ بالأخره شب با شنیدن خبر انتخاب ایت الله خامنه‌ای به مقام رهبری، همه خوشحال شدیم. آن وقت من متوجه شدم که دوستانی که دیشب حرف مرا خیلی جدی نمی‌گرفتند، با احترام و تعجب بسیار به من نگاه می‌کنند.

   90/01/07
    ارسال به کلوپ
 
× مافیای چادر مشکی را بیشتر بشناسید
× اولین زهر چشمی جریان حاکم پس از شکست!
× خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی‌کنند
×نظر سنجی: چه کسی شایستگی ریاست مجلس را دارد؟
× شکست همه یاران قالیباف!
× برخورد پلیس امنیت قم با طلبه سیرجانی
× انقلاب در مجلس!
× شرط شرم آور تهیه کننده سینما برای بازیگر زن
× عکسهای بدون شرح
× روایتی از کودتای خزنده علیه دولت
× روش جديد تحقير ملت ايران!
× پایداری! جواب داد
× هشدار حزب الله تبریز و ارومیه به فرصت طلبان
× آخرین نتائج و شمارش آراء انتخابات مجلس نهم
× یک خائن وطن فروش
× انتشار نامه محرمانه در سایت ارسلان فتحی پور ...
× فیلم فجر در سراشیبی سقوط! + عکس
× 3 اختلاف اساسی جبهه پایداری و جبهه متحد
× بی حیایی:پس از گلشیفته و فرهادی قرعه به نام مشاور هنری رهنورد افتاد
× نظر سنجی انتخاباتی در شهرستان خوی
× چرا باید این نماینده مصونیت داشته باشد
× شهرام جزایری مراغه کیست؟
× نظر سنجی انتخاباتی در کلیبر وخداآفرین
× نظر سنجی انتخاباتی در شهرستان نقده
× کشتی کج بانوان با حجاب اسلامی
× خوردن این بیسکویت حرام است + عکس
× حکم دادگاه «فائزه هاشمی» اعلام شد
× گذرنامه خانواده مهدی هاشمی مصادره شد
× انتقاد از عملکرد صداوسیما درباره انتخابات
× چرا این بی صاحب اینجا رها شده؟
× نامه بدون دامت برکاته به هاشمی
× سایت هاشمی رفسنجانی فیلتر شد + تکمیلی
× جاسبی حتی شهر دارد! +عکس
× استفاده از چه نام‌هایی ممنوع است؟ +جدول
× نواب از یک طلبه یاسر عرفات ساخت
× آیت الله مصباح :نگرانم .... !
× فوق لیسانسی که دکتر خطابش می کنند
× بازهم وعده های دروغین حاجی
× یک نامه جنجالی
× یاسر هاشمی در جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد؟! + عکس
× یک شبه متخصص استراتژی راهبردی !
× درخواست حضور خاتمی در تلویزیون
× از اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی چه خبر؟
× تصاویر/ زشتی های یک بدعت ناروا
× من و ستار خان و سفارت انگلیس
× آیا «جانور قندهار» واقعا به دام جنگال ایران افتاد؟
× تحلیلی از آرایش انتخاباتی آذربایجان شرقی/
× شادی برای سیاهی!
× عوامل اصلی تهیه کننده شبکه من و تو
× اولین رو کم کنی از اخراجی ها
تمام پيوندها
 

كليه حقوق اين وب سايت متعلق به خبرگزاري مجازي آذربايجان سولدوز مي باشد و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است