
آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم رفت. بین نماز مغرب و عشا در مدرسه فیضیه درگذشته است. ظهرها هم در حرم نماز اقامه می کرد. پیرمرد دوست داشتنی طلبه ها در سن 91 سالگی درگذشته و جای خالی او در شب های دوست داشتنی فیضیه احساس خواهد شد. کمتر می دیدی که سوار ماشین های آنچنانی شود. یا پیاده می رفت یا سوار اتوبوس می شد و یا تاکسی. بین مردم و جوان ها بود. خیلی وقت ها می شد که در خیابان ببینی اش. بازمانده نسل قدیم علمای قم بود. دو سال پیش به خاطر نوشتن کتابی که در آن توهین عمر بن خطاب به پیامبر در روزهای آخر عمر حضرت رسول (ص) را زیر سؤال برده بود، مورد هجمه غیر اخلاقی شدیدی در قم قرار گرفت. حتی برخی با صدور اطلاعیه ای در در حلال زاده بودن وی هم شک کردند!!؟ برخی هم که لطف کرده و فقط او را تفسیق نمودند! ولی آن هم به خیر گذشت.

پیرمرد همچنان دوره متوسطه را درس می داد و دست از تدریس لمعه نکشید. نخواست که درس خارج هم بدهد. با اینکه گوشش سنگین شده بود، ولی پاسخگوی بی واسطه پرسش های مردم در کوچه و خیابان بود. کمتر به سیاست قدم می گذاشت. حتی آقای منتظری در خاطراتش نوشته که وقتی اوایل انقلاب، تب عضویت در حزب جمهوری اسلامی همه را گرفته بود، وقتی شیخ علی پناه هم عضو حزب شد، خبرش همه جا پیچید و همه با شگفت زدگی از این خبر یاد می کردند! ولی به هر حال او یک فرد آکادمیک باقی ماند. سال 80 که بقایای پیکرهای ده ها شهید جنگ را از قم به تهران حرکت دادند، شیخ علی پناه را دیدم که در سن 84 سالگی، با پای پیاده مسیر چند کیلومتری حرم تا میدان 72 تن همراه جمعیت می آمد. همین پارسال بود که در خیابان ارم دیدمش و برای اطمینان بیشتر، درباره جواز گوش دادن به خوانندگی زنان پرسیدم. با شوخی و خنده جوب داد که اگر مفسده برانگیز نباشد، اشکالی ندارد و تأکید کرد که فرقی بین صدای زن و مرد نیست.
روحش شاد!

منبع :تورجان