|
ارسال لینک آزاد است |
ارسال پيامك:09357640885
كره زمين راباسولدوز تماشا كنيد آنهايی كه سولدوز را لينك كرده اند اخبار آذربايجان ___________________ طرح جدید لینکدونی ارسال لینک به لینکدونی __________________ بولتن جهان ده نمكی قلب تپنده آذربايجان شب تاب(وبلاگ مدیر) يادداشتهای يك آقا زاده پايگاه وبلاگ نويسان ارزشی حامدطالبیخبرنگارمسلمان جدول رده بندی لیگ برتر جهاد مجازی لینکدونی 2 شبكه ايران لینک روزانه قلم پرس رجانيوز مطالبه کیهان فارس تابناك رتبه سولدوز در اينترنت پيوندها
مرداد 1389
تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 اردیبهشت 1386
|
عده ای که کوله بار خود را بسته و گلیم خود را از آب بیرون کشیده اند، گذشته خود را فراموش کرده و بر مسند انتقاد نشسته اند. کسانی که در سایه سار چند صباحی صدارت و وزارت و وکالت، از سوءتغذیه و تاثیراتش رهیده اند، با قیافه ای روشنفکرانه و لحنی حاکی از انبوه سواد، شروع کرده اند به تشریح فرمول های اقتصادی. همین ها، که امروز بازی زیر خط فقر و روی خط فقر راه انداخته اند، در روزگاری نه چندان دور با پیراهن های چروکیده و صورتهای سوخته در زیر آفتاب، در پی «جهانی ساختن آرمان مستضعفین» بودند. و حال که از مواهب اقتصاد بی در و پیکر و نظام اداری بی در و پیکرتر، به نان و نوایی رسیده اند، نشسته اند و دارند برای «گدایان» نسخه های علمی می پیچند. اینان، که حسابی دچار نسیان شده اند، هر گونه دستگیری حاکمیت از درماندگان را به حساب «گداپروری» گذاشته و آنها را به «روزگار خوش آینده» و «زمان توسعه یافتگی» حوالت می دهند. این در حالی است که خود، علیرغم ظواهر اطوکشیده و گونه های تپل و صورت های صاف و چشمان برآمده، روزگاری بدتر از گدایان دارند. یعنی گداتر از هر گدایی هستند. انصاف باید کرد. چه کسی گداست؟ او كه چهار دست و پا چسبيده است به قدرت و آن را ارث پدري اش مي داند و دوري از آن را براي لحظه اي تاب نمي آورد؟ او كه با تبختر، تكيه كرده بر صندلي گردون و دارد از گداپروري سخن مي گويد و فراموش كرده است كه در روزگاري نه چندان دور، چشمش به تفاله هاي اين و آن بود؟ او كه دريوزه صفت، دخيل بسته است بر درگاه دلالان قدرت، تا عقده هاي حقارت چندين ساله اش را از رهگذر چند روز سواري بر رخش قدرت التيام بخشد؟ او كه حاضر است تمام حقيقت را صدها بار به سلابه بكشد تا پلشتي هاي درونش را پنهان سازد؟ او كه كمر همت بسته است بر دفن تمام راستي ها؟ او كه دروغ گفتن، برايش مانند ليسيدن آب نبات شده؟ او كه دين خدا نيز از شر هوايش در امان نيست؟ او كه «اشك يتيم» را از كتاب ها پاک کرد و به جايش تصاوير گل و بلبل را نهاد؟ او كه چاپلوسي و تملق، كار هر روزش است؟ او كه براي لحظه اي بقا در مسند، دنائت و رذالت را به جان خریده است؟ او كه خم و راست شدن و التماس هاي مكرر را برنامه روزنه اش كرده است؟ او كه خودش هيچ نيست و هر چه هست ديگرانند. او كه خودش هيچ ندارد و هر چه دارد، عرق جبين و خون دل ديگران است؟ او که حتی از چندرغاز حق بیمه کارگرش نیز نمی گذرد؟ او که دارد صفرهای حقوق میلیونی اش را می شمارد ولی از پرداخت دویست هزار تومان دستمزد کارگری عاجز است؟ او كه چشمش را بر هر چه اجحاف است مي بندد و راست راست در خيابانهاي سنگ فرش شده شهر قدم مي زند؟ او كه هر روز، وبال فرزندان بشر بر گرده اش سنگيني مي كند و آنگاه به میمنت بازگشت عارفانه اش از زیارت بیت الله، اربابانش را به ولیمه ای درویشی مهمان می کند؟ او كه براي يك برگ ناقابل حكم مديريت، روز و شب در پي اين نماينده و آن دلال له له مي زني؟ انصاف کنیم. اینان گدا هستند یا اینان؟... او كه هر روز بساط آدامس و شكلاتش را در خيابانهاي شهرِِ پهن مي كند و پتک های مامورین سد معبر را تحمل می کند؟ آن روشندلي كه ترازويش را در كنار ديواري نهاده و «وزن» مي كند ملت را؟ آن پير فرتوتي كه دستان پینه بسته و پاهای تاول زده اش، نشان زنده بودنش دارد؟ آن که چشمانش سو نداشت و مجبور بود برای تامین معاش فرزندانش، در بلندترین نقطه برج بیست طبقه با مرگ بازی کند و آخر سر هم با سر بر همکف فرود آید؟ آن نوجوانی که لابلای ماشین های شهر می چرخد و اخبار روسا را در روزنامه های صبح و عصر می فروشد؟ آن پیرزنِ بیوه ای که تنها عایدی اش از منابع این مملکت، مستمری جسته و گریخته چند هزارتومانی کمیته امداد است؟ خلاصه، در دنیای وارونه ها، همه عنصری در جای مناسبش نیست. با این وصف، یکی بیاید و این گدایان را از شهر جمع کند. راستی اینها اگر گدا نیستند پس کیستند؟ منبع:ابتدا |
× تبریز ؛ شهر بدون متکدی
× سولاتی درباره طرح تحول اقتصادی × گوگل مذهبی هم آمد × کدام چپ کدام راست ؟ × آدرس جديد وبلاگ مدير × سه بار سرقت از طلبه سيرجانی در حرم! × فرصت سوزی در تراکتورسازی × شاید باور نکنید اما این تصاویر واقعی است!! × دلایل پس رفت نقده از منظر توسعه (۱) × بنیانگذاران تخریب، مرثیهخوان شدهاند! × آيا شما با وقف دانشگاه آزاد موافقيد؟ × آيا موافق افزايش عمر شوراهای سوم هستيد؟ × پربیننده ترین خبرروز جهان × مجلس نبايد تصميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي را نقض كند × كد نمايش آخرين مطالب سولدوز × آیا پايان دوران آقازاده هارسيده است؟ × قاتل ندا شناسایی شد × دفتر منتظری در قم پلمپ شد × پربیننده ترین خبرروز جهان × شهرداری تبريز ليگ برتری شد ×عمامه كروبی حق مسلم ماست × تحليلي بر شعارهاي مردم در مقابل فرزند يادگار امام × مناظره داغ مطهری و کوچک زاده در رادیو × چرا عده ای «مردم خدا جو» را در حرم امام نديدند؟ × متن كامل سخنرانی رهبر انقلاب در حرم امام خمينی × سيد جان زبانم لال رينگ بوكس! يا حرم امام ره × پاسخ ملت به همنشین فتنه گران! × اخبار موثقی درباره مرگ شيرين عبادي ! × حمله اسرائیل به ناوگان آزادی غزه 20 کشته بر جای گذاشت × اگر جنگ نیست پس چیست؟ × مرعوبیت شرقی، فرعونیت غربی × دکانی به نام اجتهادهای مندرآوردی × عکس/ضربه شدید پیرمرد هفتاد ساله به میرحسین! × چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟ × فاطمه معتمد آريا هم بی حجاب شد +عكس × کشف شبکه ترویج بدحجابی دردانشگاهها × عكس سيد حسن مصطفوی در عروسی (چه عروسييه!) × داستان اساطیر یهودی در سینمای ایران! × ماجراي حمله به خودروي ابطحي + عكس × ده عكس برگزيده و ديدني × سرویس های ویژه دانشگاه آزاد جواب داد × طلبه سيرجانی به تهران رسيد × شوک اطلاعاتی عربستان × جزئياتي از حمايت هاي مالي بيگانگان از سران فتنه × درگیریهای بسیار شدید در مصر × غلط زیادی ممنوع × داستان طلاب عدالتخواه ودادگاه ويژه روحانيت! × عكس عمارت های مسئولین و خانه های مردم! × رابطه كليپ موبايل وطلاب عدالتخواه! × ويژه نامه عملكرد ضد امنيت ملی مهدی هاشمی تمام پيوندها |
كليه حقوق اين وب سايت متعلق به خبرگزاري مجازي آذربايجان سلدوز مي باشد و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است