تبلیغات
. - مذاکره و رابطه با آمریکا ؛ نوشیدن جام زهر
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.



مذاکره و رابطه با آمریکا ؛ نوشیدن جام زهر

n0001883 b مذاکره و رابطه با آمریکا ؛ نوشیدن جام زهر

برخی صاحب منصبان و ذی نفوذان جناح های مختلف اعم از اصلاح طلب و اصولگرا که بهره کمی از هوش و ذکاوت سیاسی برده اند همان گفتمان آمریکا را در پیش گرفته و دنبال برقراری مذاکره و رابطه با آمریکای جهانخوار هستند و درصدد اند همان جام زهری که در قضیه قبولی “قطعنامه ۵۹۸″ به امام راحل نوشاندند را در قضیه رابطه با آمریکا به مقام معظم رهبری نیز بنوشانند و با جوّسازی ها ایشان را ناچار به قبولی مذاکره نمایند .

——————————————————————————————————————————————


یکی از مسایل مهم و اساسی در لزوم یا عدم لزوم برقراری مذاکره و رابطه دیپلماسی با دیگر دول و ملل ، محاسبه سود و زیان طرفین است ، شرع مبین ، عقل سلیم و عرف بین‌المللی حکم می کند که اگر رابطه سیاسی واجد منافع ناچیز و یا ضرر باشد ، اقدام به برقراری رابطه دیپلماسی نکوهیده و باطل است چرا که برقراری چنین رابطه ای دارای هزینه‌های زیادی است و تداوم آن نیز هزینه بر است ، براین اساس دولتها به تناسب نیازی که به مراوده با جهان خارج دارند و نیز به تناسب منافعی که می برند با دولت‌های خارجی ارتباط برقرار می‌کنند.

ما می دانیم که ایران اسلامی امروز با پاره‌ای از کشورهای جهان رابطه سیاسی ندارد و در پاره‌ای از کشورها نیز رابطه ای ضعیف دارد و این روال کنونی همه دولت‌ها و ملت‌هاست.

استراتژی خارجی کشور عزیز ما بر «رابطه با همه» مبتنی است و جز در موارد خاص از ارتباط با همه استقبال میکند ولی در عین حال بدلیل هزینه و تبعات بالای رابطه با بعضی از دولت ها اجتناب می کند لیکن در این صورت نباید ایران را مورد سرزنش قرار داد که شما برخلاف استراتژی‌تان به قطع رابطه گرایش دارید ، درخصوص رابطه ایران با آمریکا و اسرائیل ، اوضاع از این قرار است .

لذا اگر رابطه با آمریکا ضرری برای ایران نداشته باشد و علاوه بر آن سودمند باشد ، برقراری رابطه با این کشور نیز اصل است و قطع رابطه نیازمند به دلیل است اما اگر رابطه با آمریکا ضرر محض داشته باشد ، اصل بر قطع رابطه است و برقراری رابطه با هیچ منطقی سازگار نیست ولی اگر برقراری رابطه از جهاتی سود و از جهاتی ضرر داشته باشد برقراری رابطه به شرطی صحیح است که سود رابطه بر زیان آن بچربد و البته این هم در صورتی است که قطع رابطه با کشور مذکور برای ما ضرر قابل توجهی داشته باشد .

اگر به تاریخ روابط ایران و آمریکا و خوی و خصلت آمریکائیها بنگریم وضعیت لزوم یا عدم لزوم مذاکره برای ما روشن می شود چرا که ما بی آنکه به تجربه تازه‌ای نیاز داشته باشیم می‌توانیم براساس رفتار آمریکا در گذشته ، وضعیت روابط آینده با او را مورد ارزیابی قرار دهیم چونکه آزموده را آزمودن خطاست .

تاریخ سیاسی ما نشان می دهد که از حدود ۷۰ سال پیش که آمریکائیها (بعنوان یک قدرت جهانی) به ایران پا نهادند تا ۱۳ آبان ۵۸ که از ایران رانده شدند ، همواره برخورد تحقیرآمیزی با ایرانیان داشته‌اند تا جایی که حتی به حقوق و مزایای دیپلمات ها و کارکنانی اعزامی شان به ایران ، ردیفی تحت عنوان “حق توحّش” واریز می نمودند و هماره مردم ایران اسلامی را وحشی می خواندند و در طول دوران سی و اندی سال اخیر نیز بی شک ضربات فراوان و بعضاً جبران‌ناپذیری بر انقلاب اسلامی وارد کرده‌اند و در این دوران با تصویب بودجه های چندهزار میلیارد دلاری در مجلس سنای آمریکا ، آشکارا در صدد سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی بر آمده اند که دستهای آغشته به خون چپاولگران بین المللی را در هشت سال جنگ تحمیلی و  واقعه کوی دانشگاه در هیجده تیر ۷۸ و نیز فتنه ۸۸ را بعینه می توان دید ؛ خود آنان نیز بارها اعتراف کرده اند که تحمل حاکمیت دولت اسلامی در ایران را ندارند و دائماً در کار اخلال علیه انقلاب ما بوده‌اند .

خوب است که بدانیم خصومت آمریکا و نیز عملکرد ضد ایرانی-اسلامی با ملت ایران تنها شامل گذشته نمی‌شود بلکه آنان در آینده نیز انگیزه فراوانی برای مخالفت با منافع جمهوری اسلامی دارند ، آمریکائیها با مذهبی بودن حکومت مخالفند ، با استقلال انقلاب ایران مخالفند ، با فعالیت «آزاد» نظام جمهوری اسلامی در برابر سیستم غرب محورِ بین‌الملل مخالفند، با همدلی ایران با مظلومان و ستمدیدگان جهان مخالفند ، با احیای اسلام سیاسی و بیداری اسلامی در ملل اسلامی مخالفند ، با حمایت ما از مظلومین فلسطین و مخالفت با رژیم صهیونیستی مخالفند …

با این اوصاف ، ایران اسلامی ِفردا نیز همان ایران اسلامی ِدیروز و امروز است و در مکتب خانه ی مولای متقیان علی علیه السلام و نیز ارباب خویش حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام آموخته که با برافراشتن پرچم حسینی و مهدوی ، همواره رویکرد ظلم ستیزی خود را خواهد داشت و هر روز بهتر از دیروز از پا ننشسته و در راستای احیای ارزش های والای اسلامی قدم بر میدارد .

 پس آمریکای فردا نیز همان آمریکای امروز و دیروز است و ماهیت آن هیچگونه تغییری نیافته ، بنابراین ما چگونه می‌توانیم به کسیکه دیروز رسما اعلام کرده «در پی خشکاندن ریشه ملت ایران» است و برای سرنگونی حکومت ایران بودجه رسمی به تصویب می‌رساند و دولتمردان آن مانند یک دوره‌گرد در جهان می‌گردند تا پیوندهای ایران با خارج از مرزهایش را قطع کنند ، اعتماد کنیم و به پای میز مذاکره بنشینیم .

آمریکایی‌ها با حیله گری خاصی از مذاکره با ایران دم می‌زنند و خود را طرفدار گفتگو می‌شمرند و در همان حال با قلدری به ما فشار می‌آورند تا با آنان مذاکره کنیم ، خود این مبنا به تنهایی بیان‌کننده تحمیلی بودن مذاکره و اهداف شوم آنان است .

از سوی دیگر در حالیکه آمریکا برای مذاکره کردن با کوبا و کره شمالی طفره می‌رود و به رغم درخواست رهبران این کشورها به مذاکره تن نمی‌دهد ، به چه دلیل به ایران برای قبول مذاکره فشار می‌آورد؟ ما به عنوان یک کشور جهان سومی چه تأثیری در منافع جهانی آمریکا داریم؟ در رابطه با مذاکره با ایران، آمریکا دنبال چه چیزی است؟ چه دستاورد مهمی باعث اصرار آمریکا مبتنی بر مذاکره با ایران شده است؟

 آمریکایی‌ها دنبال جا انداختن تئوری نظام تک قطبی به رهبری خود می باشند ، که در این میدان یک روند اسلامگرایی ، استقلال‌طلب و معارضه‌جو با اهداف آنان کاملاً در تضاد می‌باشد ، آمریکا در گفتگوی با ایران (به هر نتیجه‌ای که منجر شود) به تعبیر مقام معظم رهبری «مستکبر دنبال ثبت کردن حرف خودش است.» آنان می‌خواهند مهمترین مانع خود بر سر راه سیاست حاکمیت بر کل جهان را از میان بردارند ، آنان دنبال آنند که همان رشته باریکی که با حادثه تسخیر لانه‌ جاسوسی قطع شد دوباره وصل کنند تا بتوانند از همان رشته باریک برای تحمیل خواسته‌های خود استفاده کنند لذا به تعبیر مقام معظم رهبری ، مذاکره آمریکا با ایران ، نقطه شروع تحمیل از سوی آمریکاست.

امام خمینی نیز همیشه نسبت به این فضا که در آن روابط خصمانه با استکبار به روابطی غیر خصمانه منجر شود، فوق‌العاده حساس بودند و آن را مساوی دست کشیدن از اسلام می‌دانستند : «ممکن است بعضی‌ها که این چیزها را ندیده‌اند با خود بگویند خوب با قدرت‌ها باید ساخت ،ولی باید بدانند که سازش امروز نابودی تا آخر است ، دفن اسلام است تا آخر دنیا ، مردم باید محکم بایستند و از اسلام و کشور دفاع کنند و از توطئه‌ها هراس به خود راه ندهند که اگر کمی عقب بنشینند، باید دست از اسلام بکشیم و تکلیف ما خلاف این است.» صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۵۹، ۱۸/۶/۱۳۶۳

مقام معظم رهبری نیز با همین حساسیت ، مذاکره با آمریکا را مساوی با «فنای همه چیز» می‌دانند و پیروان انقلاب اسلامی را از افتادن در این دام بر حذر می‌دارند و می فرمایند : خاک بر سر آن ملت و دولتى که زیر بار این‌طور تحمیلهاى امریکا برود. توقعات امریکا نسبت به کسانى که در آنها اندکى ضعف احساس مى‌کند، این‌گونه است. صریحاً مى‌گوید که باید در سیاستهایتان – سیاستهاى جنگ اعراب و اسرائیل – تجدید نظر کنید! چه ساده‌لوحى است که کسانى بگویند برویم پشت میز مذاکره با یک دستگاه متکبر و بى‌اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بین‌الملل بنشینیم. امریکاییها، به اصول و حقوق بین‌الملل، اعتقادى ندارند ، دولت امریکا، همان دولتى است که افسر جنایتکارش دستور تیر داد، موشک شلیک کردند، هواپیماى مسافربرىِ چند صد نفره را در دریا ساقط نمودند و مرد و زن و کوچک و بزرگ را نابود کردند و دولت امریکا این افسر را محاکمه نکرد و شنیدم که رئیس جمهور فعلى امریکا، به آن افسر مدال لیاقت داده است! اینها، این‌طور هستند. شما چه مى‌گویید؟ مگر اینها به حقوق بین‌الملل معتقدند؟ مگر اینها به حقوق انسانها معتقدند؟ نخیر. من با مذاکره‌ى با امریکا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون اجازه‌ى من امکان ندارد چنین کارى را بکند و خودشان هم قاعدتاً با چنین کارى موافق نیستند.

با این وصف برقراری رابطه با آمریکا به معنای دست کشیدن از راه امام و گفتمان انقلاب و رهبری است و این به معنای تمام شدن دوران انقلاب اسلامی و قربانی شدن انقلاب است. مقام معظم رهبری فرمودند : «رابطه و مذاکره برای ملت ایران و برای نهضت جهانی (اسلام) مضر است، مضر است. اولین ضرر این است که آمریکاییها با ورود در این میدان، اینجور تفهیم خواهند کرد که جمهوری اسلامی از همه حرفهای دوران امام، دوران جنگ و دفاع مقدس، دوران انقلاب صرف‌نظر کرده است و گذشته است. اولین چیزی که آمریکائیها ادعا می‌کنند این است. اولین مطلبی که دنیا شایع می‌کنند این است که انقلاب تمام شد.»

اما با کمال تأسف برخی صاحب منصبان و ذی نفوذان جناح های مختلف سیاسی اعم از اصلاحطلب و اصولگرا که بهره کمی از هوش و ذکاوت سیاسی برده اند همان گفتمان آمریکا را در پیش گرفته و دنبال برقراری مذاکره و رابطه با آمریکای جهانخوار هستند و درصدد اند همان جام زهری که در قضیه قبولی “قطعنامه ۵۹۸″ به امام راحل نوشاندند را به مقام معظم رهبری نیز بنوشانند و ایشان را ناچار به قبولی مذاکره نمایند .

این کج اندیشان درِ باغ سبز آمریکا را دیده اند و فریب دستکش مخملین آنان خورده و راه خروج از تحریم های فعلی و بهبود وضع اقتصادی کشور را دست گذاشتن در دست آمریکائیها و برقراری رابطه با آنها و به اصطلاح خودشان “آشتی با دنیای خارج” مطرح می دانند و متاسفانه تحت  تاثیر ایدئولوژی غرب ؛ چند کشور انگشت شمار مانند آمریکا ، انگلیس و فرانسه را همه جهانیان و دنیای خارج می خوانند و آن ۱۲۰ کشوری که در جنبش عدم تعهد عضویت دارند و تابستان ۹۱ به ایران آمدند و ایران را به ریاست جنبش عدم تعهد برگزیدند را دنیای خارج نمی دانند ، حال آنکه مشکل ایران در نوع رابطه سیاسی با جهان خارج نیست ، ما مشکل ساختاری در اقتصاد خود داریم و نتوانسته‌ایم امکانات داخلی را در حوزه اقتصاد فعال کنیم و ظرفیت ها را آزاد کنیم و مثل خیلی از کشورهای دیگر برای رسیدن به عدالت و پیشرفت ، ضعف‌های ساختاری اقتصاد خود را برطرف نماییم ، البته نمی‌خواهیم تحریم جهانی و نیز کار تخریبی غرب بر روی اقتصاد ما و نیز شیطنت‌ آمریکائی‌ها علیه ایران را نادیده بگیریم ولی راه درمان دور زدن تحریم ها ، برقراری رابطه با آمریکا نیست بلکه باید بکوشیم که به شعار “حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی” به فرموده مقام معظم رهبری جامه عمل  بپوشانیم و نیز با پیگیری ساز و کارهای اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف و تاکید بر استفاده از تولیدات ملی ، کیفیت بخشیدن به آنها و استفاده از کار و سرمایه ایرانی به صورت حماسی قدم برداریم و با سرمایه و امکاناتی که در کشور خویش داریم اقدام به تأمین نیازهای جامعه خود نموده تا مجبور نشویم جهت تأمین حتی برخی از نیازمندی‌ها دست نیاز به سمت بیگانگان دراز نموده که به همان اندازه به آنها نیازمند باشیم و با قطع فروش حتی نیازمندی مختصری مجبور به فرمانبرداری و انجام تصمیمات زورگویان جهانی باشیم .

پس اصل قصه در وضعیت خاص داخلی ماست ، باید خود را در این راه بدانیم و نباید از قطع رابطه احساس ترس و ناتوانی داشته باشیم و خیال کنیم ما بدون رابطه درمی‌مانیم ، البته این با مبنای عقیدتی و اعتقادات الهی ما نیز نمی‌خواند و هرگز مباد که ما از «حبل‌الله» به «حبل‌الشیطان» که قرآن آنرا سست‌ترین (اوهن‌البیوت) می‌خواند، روی آوریم.



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : رابطه با آمریکا-تاثیر رابطه با آمریکا بر اقتصاد-
[ مرتبط با ] : کل اخبار اخبار کشور
محبوب کن - فیس نما
ن : مدیر سایت
ت : دوشنبه 8 مهر 1392

مشاهده صفحه جدید
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.